حَسبـِــ حالِــ لیمو تُرشــ...

صرفا جهت تخلیه و ... شادمانی!

موسیقی مربوط به امشب!

عاقا... دیگه داغانیم! تابستان عزیز تر از جانمان تمام شد😭

توصیه موسیقیایی👇

Summertime sadness

پی نوشت موسیقی: اون ک داره میره رو خود تابستون در نظر بگیرین 😅 بعد میفهمین ک دل کندن ازش واقعا سخته:')

محرم هم شده... تسلیت میگم به همه... زمان خوبیه برا خالی شدن:) اصلا محرم سفر نبود این همه گریه رو چی کار میکردیم؟ گریه هایی ک دلایلش نباید گفته بشه....


برای همه ارزوی موفقیت بسیار زیاد میکنم:) هرجایی ک هستین هر کاری که میکنین:) زندگیتونو رنگ بزنین... درستش کنین... خلاقیت ب خرج بدین! حتی ب قیمت تموم شدن نت برا گرفتن ایده یا کوبوندن چکش رو انگشتتون :) مطمعن باشیم ب جایی ک میخایم میرسیم:)

احتمال خیلی زیاد فعالیت ب صورت محسوسی کم بشه تو بلاگ... ولی هستم:) از همین الان برا کم شدن نظر دادنم عذر میخام😅

مواظبت کنین از خودتون...

خداحافظ تابستون باشه ان شالله😅😂

۷ نظر

مید بای لیمووووووووووو



چیزی ک در تصویر بالا میبینید در ادامه همون رنگ زدن شوفاژ و اینا اتفاق افتاده:))

در کمد بنده هستن:) راه راهی جانم:)) دهنمان صاف شد تا درست شد!

تازه نمیدونین چ گندی زدم ب اتاق:)) نشستم ریسه گل گلی درست کردم زدم ب اون دیوار بلنده! منگوله درست کردم زدم کنار در... برا کمد طبقه درست کردیم ک کمد ب کتابخونه تغییر کاربری بده! پس از مدت ها اتاق درحال درخشش عه:)) ولی هیچ کس... حتی خودم توانایی جمع کردن میزتحریر و اینا رو نداره! خعلی کار سختیه:( من نمیدونم چ جوری شد این همههههههههههههه کتاب و اینا:/

برام ارزوی موفقیت بکنین:))


پی نوشت:

تابستونم تموم شد... خدارو شکر! خیلی تابستون خوبی بود:)خدا بهمون بشرا رو داد. کلی اتفاقای خوب برامون افتاد. با رفقا کلی خوش گذروندیم. برادر مداحیان رو دیدیم و کلی فیلم و عاهنگ و  ...

انشالله ب خوبی ادامه پیدا کنه:)

پسفردا میشه پاییز...:)

۲۸ نظر

رنگ زدن شوفاژ

ی سوال دارم!
اگ شوفاژمو با اسپری رنگ کنم تو زمستون وقتی روشن بشه بو میده؟ پوسته پوسته میشه؟
کلا میشع شوفاز رو رنگ زد؟

۷ نظر

My stupid dreams

  • Somebody stands so close, looks at my eyes, with wide open eyes says:" Unbelievable!" And I just smile and say:"No! That's true!" 
  • Studying like human! Yes! A stupid dream is it!
  • Anymore?! Oh yes! That He, 'Mr. Gentel-Smile' be our teacher 4 this coming term or the next one... He is really cool! But it is more impossible than stupid! Nevertheless it's stupid! Cause if he becomes out teacher, Ok! Bay studying for ili! We'll just talk😂
  • Finish my Job... The most stupid one😑
۶ نظر

این عه ............ تایپ آف مود!

Fill in the blank"

In a ............... Type of Mood.

باورش برای خودم سخته... ولی فکر میکنم بیشتر از ی هفته باشه ک هیچ عاهنگی گوش ندادم. اگ موسیقی ب گوشم خورده باشه مال فیلم ها و کیلیپ هایی بوده ک دیدم. دلم براش تنگ شده:)

الان در مود عه "بزار فاینالمو بدم میترکونم" بر وزن "بزار امتحانای خرداد تموم بشه میترکونم" می باشیم! حتی لیست کارایی ک باید انجام بشه رو هم نوشتم... یعنی میشع؟

نگفتم بهتون ک... چند وقته... حدودا ی هفته، ک من 30 هزار تمن پول تو کیف پولم دارم. سی هزار تمنی ک "دست رنج" خودمه... ن همه اش ها! 15 تمنش دست رنج من، 15 دست رنج بابا ک پول مواد رو داده:) خیلی لذت بخشه... تازع بازم پولدار شدیم:)) ب فکر اینم کلا تحصیل رو بیخیال میچسبیم ب بازار کار✌😂

ب یک نفر تمیز کننده اتاق نیاز مندیم...ترجیحا موقع ورود ب اتاق خودکارام ک رو زمینن رو نشکونه و بدونه چ جوری رو پنجه راه بره، وحشت و غش و ضعف هم نکنه!

پ.ن: خداوند یک عدد "میترا" موقع امتحانات فاینال نسیبتان کند! از بس این بشر خله😂😂😂 بخدا ی وضعیه هاااا یادتونه؟ ی دفعه اسکرین شات چرت گفتنامونو گزاشتم؟ بگردین پست رو پیداکنین من رمزشو بتون میدم:)) از پس پست پیش نویس دارم حس پیدا کردنش نی:))

۶ نظر

Miss Me?

سلام.

شرمنده برای نبودن و ندیدن و نگفتن و نظر ندادن...

هی نمیشده بنویسم. و وقتی مینوشتم میگفتم ی کمی زیادی نگفتم؟ مسخره نشده؟ و هی از جنبه های مختلف بررسیش میکردم. دیگ اون حس بنویس، خالی شو، برو نیست...

4ش فاینال دارم... ولی هیچ انگیزه و احساسی برای خوندن ندارم! کاملا پوکر فیسانه دارم ب زندگیم ادامه میدم.

فائزه با کلی از رفقا رفتن مشهد و ب خاطر فاینال بنده الان در اتاق مشغول پست نوشتنم:/ کلی کار ریخته رو سرم... تازه ازون کارا ک هی باید تلفن بزنی و من از مکالمه تلفنی خوشم نمیاد😅

دیروز اتفاق خیلی وحشتناکی رخ داد... نمیدونم چرا. شاید ی دلیلی داشته. شاید حواسشون نبوده یا هرچی... خیلی بد بود... اینقدر بد ک بعدش فکر کردم خیال و توهمه!!!

چادگون ک رفته بودیم علی رو دیدم. علی در زمان های دور بسیار چاق بود! دایره بود قشنگ:)) وقتی دیدمش باورم نمیشد. صورتش کشیده بود. زیاد لپ نداشت. موهاشو صاف داده بود بالا. سیبیل داشت :)) هرچند مو و سیبیلش بور میزد. حالا اینکه این همه سال بور بوده یا دست برده نمیدونم:)) بعد ی تیشرت و سوییشرت و شلوار مشکی ساده. ی دستبند، ک کلا تو خانواده ما پسر دستبند دستش نمیکنه! ، ی ساعت خیلی خفن داشت... شب ک رفته بودیم بیرون ی کم براندازش ک کردم با خودم گفتم ما ازین فامیلا هم داشتیم و من خبر نداشتم:))

ی چیز دیگ ام یادم اومد میخاستم بنویسما!!!میشه از بشرا جانم هم بگم؟ بشرا بزرگ شده. دیگ شل نیست! یکمی کمر و گردنشو میتونه بگیره. یاد گرفته ملچ مولوچ کنه. گریه زیاد ک میکنه از زور گریه فکش تکون میخوره و ی صدای خیلی زیری رو تولید میکنه. کمتر بدنشو کش و قوس؟ میده. اگ خیلی دوست داشته باشه میتونه اااا یا عهههه بگع! چشماش هنو توسیه. بهت نگاه میکنه و میفهمه ک داری نگاهش میکنی. اگ وقتی داری نگاهش میکنی هی زبونت رو تکون بدی اونم زبونش رو درمیاره. اما کف پاهاش هنوز همونقدر کوچک عه ک بود... هنوز بلندیش ی انگشت بیشتر نیست... دستاش هنوز کوچکه. روز اولی ک دیدمش انگشتاشو شمردم:) واقعا پنج تا بود! ناخوناش بلند بود. و انگشت کوچیکه پاش ... واقعا کوچیکه! خدا قسمت کنه نی نی کوچک و دوست داشتنی:)

دیگه؟ همین...

امیدوارم همچی درست پیش بره!

پ.ن: چ خبرا؟ 

۵ نظر

من دیوانه ام :)

جلوش نمیتونم خوب صحبت کنم. کلمات تو حلقم گیر میکنن و نمیتونم کلمه های مناسبی ک دقیقا احساساتمو نشون بدن استفاده کنم.

اول کلاساش باید حرف بزنیم و جلسه پیش ساکت بودم. حرفی برای گفتم نداشتم.

پریروز فیلم "غرور و تعصب" و "غرور و تعصب و زامبی ها" رو دیدم و بهترین موضوع برا حرف زدن بود. پس شروع کردم ب ساختن و انتخاب کلماتی ک قراره کنار هم بزارم تا بشه حرف زدن من. چیز جالبی شد. و میدونستم بعدش دارم نگاهش میکنم تا گفتگو رو ادامه بده و اون بهم نگاه میکنه. لبخند میزنه و سرشو تکون میده و میگه اکی! گود! نکست؟

کتاب زبان دستم بود. با خودم فکر کردم هر دفعه ی چیزی از زبانم داغون میشه و ی چیزیش خوب میشه. الان لیسنینگ(چشم نخوره!😂) در وضعیت مقبولیه و تاکینگ داغونه. شروع کردم ب حرف زدن. با خودم. درمورد هیچ چیز خاصی!

یکی از چیزایی ک در اومد حسی بود ک چند روز پیش موقع مکالمه پوکر فیسانه با مامان داشتیم. و بعد تبدیل شد ب کلمات و بعد هم شد پست قبلی! و بعد ادامه دادم ب چرت و پرت گفتن. ی چیزی ازش دراومد. اسمشو پیش خودم گزاشتم عشق گرامری!

 You are as nice as the stress of rediculous!

از چیز هایی ک برام جذابن درست شد. مثل همین فشاری ک موقع گفتن کلمه ردیکیولس بابد روی د باشه. مثل تلفظ کلمه کانگراچولیشنز.(چ بود یا ج؟ چ بود فکر کنم!) مثل وقتایی ک د به و میرسه و چ تلفظ میشه. و ی متن جذابی شد. حیف ک صدامو ضبط نکردم چون من خسته تر از این حرفام ک بشینم تایپ کنم این همه رو!

تو دیوانه بودن من شکی نیس. یکی از مثال هاش هم میتونه شب های 3ش از ساعت 10 شب ب بعد باشه ک با میترا عانلاینیم و غصه تکالیف نوشته نشده رو میخوریم و چرت و پرت میگیم و میخندیم!و هر هفته قراره عادم بشیم و مشقامونو زود بنویسیم. ولی 3ش هفته بعد انلاینیم✌

میگفت بریم فرانسه یاد بگیریم؟ جواب میداد بستگی ب خودت داره. یعضی اوقات ی چیزایی کل زندگیتو عوض میکنه! راست میگفت. خیلی زیاد راست میگفت :)

پست رو سکانس سکانس بخونید!(کلمه مناسب تری پیدا نکردم) جوری ک یعنی ب هم مربوطن ولی یک جا نیستن!

خودم میفهمم. خیلی عجیب و پیچیده و تو دار شدم. دیگ راحت حرفی ک باید رو نمیزنم. بیشتر مزخرف میگم! شاید باید رو سکوت کردن بیشتر کار کنم:)


فائزه سنم رو پرسید. گفتم 16. گفت یعنی 2 سال دیگ 18(بخانید هیجده) سالت میشه؟ و من... از ترس داشتم سکته میکردم:)


عاقا. ی شرایطی ب وجود بیارین من ب یکی نگا کنم داد بزنم We did it baby!Ws did it! :/


پ.ن: طولانی شد. وگرنه از خانوم مختاری هم مینوشتم!

پ.ن2: دلم براش تنگیده. جوری ک تلفن هاش رو هم جواب نمیدم!

۵ نظر

conversation?

- Are you answering me?
+ No! I'm just making sounds that are related to what you say!

۴ نظر

تیلور سوییفت :)

تیلور برام ی جورایی نوستالژی محسوب میشع! اولین خواننده خارجی ک اسمشو بلد بودم تیلور بود، چرا؟ چون فائزه و مرضیع دوسش میداشتند و اینا!
بعد البوم 1989 شد ک اعظم موزیک ویدیو بلنک اسپیس رو بهم داد. بعد هم اهنگ بد بلاد ک موزیک ویدیو اش عااااااالی بود. خیییلی خوب بود!
بعد اهنگ وایلدست دریمز. این دیگ ترکوندا! اصلا داعم الپخش بود تو مغزم!
و چند وقت پیش @bc.ir استوری زده بود TS6 داره میاد و بعدا فهمیدیم یعنی البوم 6 تیلور.
و امروز. الان. سینگل البوم 6 ک اسم اهنگه Look what you  made me do ک از البوم reputation میشه رو گوش میدم. تیلور فوق العاده اس... قشنگ پیداست داره برای کارایی ک میکنه تلاش میکنه. کاور البومش رو برین ببینین. ی تیلوره ک نصف صورتش نوشته اس نسفش نی. یعنی ما فقط نصف چیزی ک هست رو در مورد تیلور میدونیم!
احساس میکنم جریان دادگاه های تیلور روی این اهنگش تاثیر گزاشته. مخصوصا اونجا ک میگه:

I'm sorry the old Teylor can't come to the phone right now.
Why?
Oh, 'Cause she is DEAD.

اصلا اینقده خوبه! توصیه میکنم گوش کنین😅
پ.ن: فکر کن، 4تایی رفتیم شهرکتاب عکس نگرفتیم:/

پ.ن2: دوهفته دیگ تا فاینال باقیست😑 و ما یک کلمه نیز درس نخاندیم:) بعدم مطمعنم بهم کلاسی 90 نمیده! چون ازم خوشش نمیاد :) نمیدونم چرا. کاریش نداشتم عاقاهه رو :/

پ.ن3: رفتیم با مداحیان حرف زدیم.حرف مال دو س هفته پیشه! بعد وویسشو رو گرفتیم😎✌ اما ی مشکلی داره، روش نویز هست. چیزی سراغ دارین ک بتونم باهاش جدا کنم نویز روش رو؟😕

۶ نظر

آب انار و البالو!

امروز بعد از سیر(Sair!) مثل همیشه با نرجس قصد کردیم بریم ی چییییزززییییی بخوریم!😋

معزل بدیه البته! جای درست و حسابی یی وجود نداره نزدیک ک بریم! پس رفتیم دم اونجایی ک اسمش کافه رسپینود عه!

میدونی. خیلی هم کافه نیست. شاید بشه بهش گفت کافه تریا. یا... نمیدونم! چون ته "داخل" مغازه رفتن اون دو تا پله ای عه ک بالا میری تا چیزی ک میخاستی رو از روی اون... چیز...شلف؟ فکر نکنم. از اون لب:/ برداری و پولتو بزاری همون لب!

بعد اون بالاش مث ی سری ازین فست فودی ها رو اینا منو ش رو چسبوندع! کلللللیییییی نگاه کردیم ک چی بگیریم و اینا (یعنی حدود 5 دقیقه و اینا داشتیم سرش حرف میزدیم و میخندیدیم و اینا!) ک تهش ب نتیجه شیر کاکاعو رسیدیم! ک ب عاقاهه ک گفتیم گفت شوکولات داره!

(ببین. عاقاهه "شوکولات" نداشت ک بتونه شیر "کاکاعو" درست کنه! پس شوکولات همون کاکاعو عه و بلعکس!😎😅)

و دوبارههه کلللییییی اون بالا رو نگاه کردیم ک ب نتیجه رسیدیم ک 2تا ایس تی بگیریم😅 البته هیچ کودوممون نمیدونستیم چی عه! منم اسمشو تو کتاب زبان نوجوانانمون خونده بودم. نرجس میگفت الان دوتا لیوان چایی یخ زده میدن دستمون😂

ک بعد عاقای سفارش گیرنده/بستنی به عاقای تولید کننده گفت و عاقای تولید کننده گفت ک ندارن :/ و حتی گفتم ک بهمون خاکشیر و تخم شربتی بدن! ک بانو دوست نداشت😕

بعد ازش پرسیدیم ک چی دارن!:|| و یک عدد اب البالو و اب انار گرفتیم.

ببین. واقعا ترررررررششششششش بود! خدایی مدت زمان خعلی طولانی یی بود ک چیزی ب این ترشی نخورده بودم. 

بعد ک نشستیم خوردیمشون دچار احساس ضعف و افتادگی فشار شدیم😂 بعد 13هزار تمن پول همین دوتا لیوان ضعف دهنده دادیم!!!

دیگه سوار اوتوبوس شدیم و پیش ب سوی خانههههه✌

ولی وقتی پیاده شدم:/ اصلا بدنم داغون شده بودا! مونده بود چی ب چیه😂 دیگه هی موازب بودم حالم خعلی بد نشه!😂

ولی بسی خوب بود😂✌ کلللیییییی خوش میگزره ب عادم✌ جای همه خالی😅


اینا هس ک این بالا میگه داره؟ الکی میگه! کلی شو نداره:/

۹ نظر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان