حَسبـِــ حالِــ لیمو تُرشــ...

صرفا جهت تخلیه و ... شادمانی!

دیدین گفتم

وای...

طبق تاریخ تلگرام گردنبند پونه باید امروز یعنی 18 اکتبر میرسیده! یعنی حد اقل دو روز پیش(16اکتبر) باید پست میشده! من 10 اکتبر ازش پرسیدم ک ارسال کرده یا ن! و گفت چند روز دیگ.. تازه! اولین بار هم 3 اکتبر بهش گفتم و اون موقع سفارش دادم!!! و حالا:


من خیلی عصبانی ام.

تمام برنامه هام بهم ریخته.

و پونه استوری زده" هیچ کی یادش نبود" ولی نمیتونم اثبات کنم ک من بوده.

دیدی! از همون اولم میدونستم سر این گردنبندا ی بلایی سرمون میاد!

۵ نظر

I got so much 2 say!

باید حرف بزنیم. هم دیگ رو قانع کنیم. ن اینکه از دید "من ک گفتم" نگاه کنیم! این فقط تنش رو افزایش میده... اینکه ریلکس باشی و بعد سعی کنی هم حق رو ب خودت بدی و هم ب طرف و بعد حرف بزنی خیلی بیشتر تاثیر داره... این دوتا یعنی نیفتادن ب جون هم... ولی اگ میفتادن همه چی ب فنا میرفت!!!

میدونی... خیلی همه چیز رو سخت میگیریم... خیلی سعی میکنیم همه چیز خیلی لوکس و لاکچری باشه... ولی خب؟! خوب باشه ولی ن دیگ در اون حد:/

و از همه بدتر... اینکه ک میگم فردا درستش میکنم... و مغز جان فقط میبافه و میبافه و میبافه... نمیتونه ساکت بمونه... دلم میخاد تک تک چیز هایی ک میگزره رو برا یکی تعریف کنم و اونم نظراتش دقیقا مثل من باشه و هی حرف همو تایید کنیم تا تخلیه شیم... تا تخلیه شم... اما نمیشه... همین وسط اتاق تنها نشستم و دارم تایپ میکنم...کتاب سیر تا پیاز فیزیک هم جلومه و باید خونده بشه... و من فقط فکر میکنم و مینویسم!

پ.ن: احساس میکنم دیگ در اون حد اهل فریاد زدن نیستم... همه چیز خیلی اروم تر و ریلکس تر و پخته تر شده... چند بعدی شدم... هر بعد برا ی مکان... و این خیلی بده... شایدم خوبه؟! ی سریا بهش میگن سیاست داشتن... نه؟!

پ.ن2: امیدوارم ب خوبیه و خوشی همه چیز تموم شه... همه چیز یعنی همه چییییز...

پ.ن3: مرگ بر معلم عقده ای!✊

۴ نظر

فرا-توصیه میشود!

بشنوید خعلی بهتر است!

رادیو چهرازی  - بچه15

رادیو چهرازی 16 - پاییز همه اش شبه دیگه!

۲ نظر

بلاهای عاسمانی نیز نازل خاهد شد!

میدونم... باید راجع بهش نگم... ولی میمیرم اگ تو دلم بمونه... حالم بد میشه... بالامیارم:/

ببین بلاهای عاسمانی داره نازل میشه...

احساس میکنم گردنبنده ک برا پونه گرفتیم تو پست گم شده...

بعد از سالها میره در خونشون و اونا نیستن و برگشت میخوره!

شت:| سورپرایز کردن ب ما نیومدع:/

حالم خعلی بده... اینقدر استرس دارم ک نمیدونی...

وای خدایا

۶ نظر

اوهوع! من برنده شدممممممم!

این عکسه همونه ک گزاشتم داخل پیجم و تو مسابقه شهر کتاب باهاش شرکت کردم!

.

.

.

واااااااایییییییییییی

😱😱😱😱😱😱

اصلا نمیدونیییییننننن ک 😱😍😭

اصلا ی وضعیییییییی!

یه روز سوپر فوق العاده ای بود امممررررووووووزززززز😍😍😍

صبح ک بشرا جانم💜 بعدم پیکسلامون😍 بعدم پونه ک چند برابری خوب بود😍 اومد بهم دفترامون از برگ و بولت ژورنال هامونو داد😍

و بعد بهم گفتتتتتتت

گفت ک برنده شدممممممم

واهاهاهاهاهایییییییییی

اصلا فرا تر از تصورم بود. چون جزو عکسایی بود ک کم لایک خورد😂 اصلا... واهاهاهاهاهاییییییی عاقاااااااا😱😱😱😱

صد هزااااااار تمنننننن خریییییدددد شهر کتاااااب😍😍😍😍

پ.ن: همش مال خودمه با ی مژده گونی پونه.😂😂😂 لطفا براش نقشه نکشین😂

۱۰ نظر

خوشحاااااااللللممممم

من میتونم خوشحال ترین عادم سرماخورده و امتحان در آینده دار عه دنیا باشم:) با وجود اینکه باید در عرض 3 روز زبان. عربی. دینی. و کتاب زیست دهم رو ب صورت کامل بخونم:)

پ.ن:اطراف رو دارین؟D;

۱۰ نظر

#1

She doesn't know that every single word that she say touches my soul.And I think about it hours and hours.And at the end, I get no out come...

And she also doesn't know that she is killing me inside eventhough she loves me too much. :)


What does she do to you?!

۱ نظر

اصلا غیر ممکنه 3مهر باشه و ما این همه کار داشتع باشیم!

سلام:)

قرار بود دیر ب دیر بیام... اینم چ دیر ب دیر اومدنی :))

الان 3 مهرع! ما 3 روزه رفتیم مد ولی کلی درس داریم:))

راستشو بگم؟ امسالو میخام با قدرت شروع کنم! کاش بتونم ب چیزی ک میخام برسم.. کااااااااااش:)

یه معلمای خل و چلی داریم! از اونی ک میگه اگ پاتو تکون بدی اتود میکنم تو پات و ادامس بجوی ادامسو میچسبونم رو پیشونیت بگیر تا اونی ک تو اولین جلسه ای ک باهاش داشتیم ب ی نفر 1 داد و میخاست سر کلاسش راهش نده! ی معلم زبان سوپر گوگولی هم داریم:) ازین پیرزن هاست ک خارجکی بلده حرف بزنه! دلم میخاد بهش بگم تو اینجا چ میکنی؟ برو دنیا رو بگرد حال کن:))

فردا قراره وحشتناک ترین معلم زیست قرن ازمون درس بپرسه... کسی ک میگه تو کلاسش کسی بالا تر از 16 نمره نمیاره!!!

میدونی... سال جذابیه برام... ادم های عزیزی هستن پیشم امسال:)) خیلی راحت تر از پارساله... پارسال زیادی تازه کار بودیم... از یه بچه دهمی چ انتظاری دارین واقعا؟D:

دیگ از چی بگم؟ آها! رشا اومدع تو مد ما:/ یکی از بچه های زبان بود... میدونی... باهاش راجع ب برادر مداحیان حرف زدم... نمیدونم تا حالا ازش گفتم اینجا یا ن ولی جذاب ترین معلم زبانیه ک تاحالا داشتم:) حقیقت را بگم دوستش میدارم:)) کیع ک دوسش ندارع ! والاع! میگفتم... داشتیم با رشا راجع بهش حرف میزدیم... بعد گفت اینقدر بدم میاد ازین بشر... اینقدر بدم میاد ک نمیدونی!!! و اعتراف میکنم در اون لحظه میخاستم بزنمش:) برادر من! چرا اینگونع سخن میگویی درحالی ک من میدونم از خدات بوده باهاش کلاس بگیری:/ زشت است عین کار هاع!:/

دیگ؟

عاقا... ی خانوم جدیدی هم اومده معاونمون شده... جوان میزند ظاهرش! و خوبه... زشت نیس ب نظرم... ازین روانی ها هم نیست ک دااااااد بزنه تو راهرو و اینا...ولی بلد نیس مقنعشو تا بزنه:/ حیف اینا نمیدونن ما چ قدرررررررررررررررررر ب ظاهر اینا اهمیت میدیم:)) جوری ک امار مانتو هایی رو ک کل کادر مد باهم خریدن هم داریم!!!

باز هم کلی ارزوی خوب دارم براتون:) مواظبت کنین👋✋👋✋👋

پ.ن: حتی اگ ساکت ترین فرد دنیا باشه، حتی اگ نیم نگاهی بهم نندازیم، حتی اگ ماه ها باشه همدیگ رو ندیده باشیم... اینا هییییچ تاثیری رومون نداره... قلبامون مهمه:)

۴ نظر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان