۱۰ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

ما تو اردو هم خارجی هارو ول نمیکنیم:))

سلام!دیروز بردنمون اردو ابیانه! خعلی خعلی خعلی خعلی خووووووب بود:) اصلا غیر قابل وصصصصف:)
صبح ک کلاس خوزوعی رو پیچوندیم:) بسییییی چسبید چون قرار بوده امتحان داشتع باشیم!

بزار کلشو نگم! چون کلش شامل یک عالمع عکس گرفتنه:)) هرکاری میکردیم چلپ چلپ عکس میگرفتیم:)) تازع لادن هم دوربینشو عاورده بود... ی چیزای جذاببیییییی شدن:)) البته داغ دلم تازع شد ک برام هنو دوربین نخریدن! کلی ب مامان اینا گفتم ک خعلی بد بود دوربین نداشتم و اینا:(

بگذریم بریم سر اصل مطلب...

تو ابیانه خارجیع داشت:)) بعد ما هی میخاستیم سر بحثو باهاشون باز کنیم نمیشد:)) (این ما ک میگم 70 درصد من بودم. 20درصد شادی 10درصد باقیهD:) بعد بچه ها رفته بودن توی یکی از اون راهروها واستاده بودن منم واستادم عکس بیگیرم ک یهو ی گوربه هه دوید از وسط ما ها رد شد و همه جییییییییییییغ زدن:)) گوربه هه خودش از صدای جیغ ما بیشتر گرخید:)) ک یک عدد برادر خارجی زلف سفید(!) و چشم عابی گفت از گوربه میترسین؟ ک من در لحظه قیافم D: شد:)) دیگ یکمی صحبت کردیم باهاش ک عارع اینجوری گرخناکه بعد ازش پرسیدیم ک کجاییه و گفت سوعیسی! بعد دوستاش داشتن میرفتن گفت دیگ من باید برم و رفت! بعد دوباره سر ی مغازه ها ک داشتیم چیزاشو میدیم عاقاهه رو دیدیم! خودش اومد جلو:)) ادامه داد ب حرف زدن ک شما از کجایین و چی میخونین و اینا! بعد ازش پرسیدیم ک چرا تنهایی اومدع و زن و بچش کجان:)) گفت ک چند تا دوستیم ک با یکی از دوستای ایرانی الاصلمون اومدیم اینجارو بگردیم... اونام نیاوردیم راحت باشیم:)) شادی داشت میگفت وات د هل ک خودش رو تو حرف ه جمع کرد و تبدیلش کرد ب کام عان!:))  دوباره خدافظی کردیم و رفتیم بچه ها رفتن لباس محلی بپوشن... داشتم از شادی عکس میگرفتم ک دوباره اون عاقاهه اومد:)) بعد سر بحث رو باز کرد گفت شما تو چ سنی معمولا ازدباج میکنین؟! 0_0 شده بودیم:)) گفتیم ک معمولا 18 ب بالا! گفت مثلا اگ کسی بخاد 14 و اینام میتونه ازدباج کنه؟! گفتم عارع ولی معمولا اینو دیوانگی میدونن چون نمیتونن از خوشی های زندگیشون استفاده کنن! تازه مجبور هم نمیتونن بکنن طرف رو چون فرار میکنه! گفت عاها و سنمون رو حدس زد!. بعد شادی بحث رو کشید ب اختلافات فرهنگی ما و اونا... بعد شادی ازش پرسید ک اینستاگرام داره؟ عاقاهه گفت من ن ولی بچه هام دارن... دیگ داشتیم جمع میکردیم ک بریم بعد عاقاهه گفت من 3تا پسر دارم.... میفرستمشون براتون:))))))))))) ما هم ایدی های اینستامونو دادیم بهش:))))))) خلاصع ک من و شادی و لادن در انتظار دایرکت همسران خارجی عه خود هستیم:'))))))) بچه ها میگفتن از من خعلی خوشش اومده:)) بعد کلللیییی راجع ب این قضیه چرت و پرت گفتیم خندیدیم! 

اونجا ک بودیم 2 عدد عاقاهه امریکایی هم دییییدیییییم! اولش فقط ازمون عکس گرفتن و اینا... ازون دوربین های پولاروید داشت! بهمون چند تا از عکساشم داد! ولی اولش نمیخاست باهامون حرف بزنه ولی اون یکی دوستش اومد و بحث رو باز کرد:)) عاقاهه داشت حرف میزد بعد بهش گفتم ما تمام تلاشمونو میکنیم مث شما حرف بزنیم! عاقاهه خندید بهمون:/ تازه با اون عاقا عامریکایی ها عکس Crazy هم گرفتیم:)) یکیشون ی دندونایی داشتااااااا! ازونا ک دهنشو باز میکنه سفیدی دندوناش تو چشم میزنه:))

خعلی خوب بود... خعلی زیاد خوب بود... هم قضیه خارجی ها. هم عکس گرفتنامون... خداروشکر:)

+جای هممممهههههه تون خالییییییی بود:)

  • لیمو ترشـــ🍋
  • Thursday 25 Aban 96

خستگی باعث پیشرفت میشود!

قول میدم اگ ی موقعی توانایی اختراع چیزی رو داشتم دستگاه تبدیل "فکر به نوشتار" و یا حتی "فکر ب گفتار" رو اختراع کنم.

شونصد بار تاحالا هی خاستم کلاس زبان امروز ک بسسسسسییییییااااااارررررر جنجالی بود رو بنویسم... ولی امان از خستگی!D:

پ.ن:شاید باورتون نشه ولی امروز برای اولین بار ب صورت پیوسته 2 ساعت ریاضی خوندم! کی؟! من!!!!! تااااازع زیستمم رو رفت و اومد زبان خوندم ک جمعا شد 1ساعت خورده ای زیست! 

پ.ن2: ددی فردا میاد:) چ قدر مامان سر زلزله و اینا نگران بود ! اینقدر نگران بود ک حتی ب بابا زنگ هم نزد! میدونست اگ بابا جواب نده دیوانه میشع!      داشتیم با بابا حرف میزدیم. گفتم خب هتل و اینا رفتین کجا؟! گفت رفتیم ی جایی ک سقفش ایینه کاری شده! گفتم اوووو دیگ حسابی ولخرجی کردینا! گفت نه! سفقش ایینه کاری شده ولی هنوز کفشو درست نکردن:)) تو صحن میخابیم:))

  • لیمو ترشـــ🍋
  • Monday 22 Aban 96

بلیط های تئاترم!

اصفهان رویداد بلیط تئاتر قرعه کشی میکنه.

و من میدونستم امشب برنده میشم.

و امشب برنده شدم!

و آنلاین بودم.

و تبریک گفت.

و گفت عکستون رو برامون بفرستید خانوم لیمو!

و من ب مامان گفتم با کلی ذوق و شوق و اینا.

و مامان گفت کی میخای بری؟ گفتم میریم دیگ!

و گفت ن... عکستو نمیشع بفرستی.

و من...

و بلیط های تئاترم.

و عاقایی ک گفت نمیشه عکس ی نفر دیگ باشه...

و من...

.

.

.

چرا اینقدر زیاد و بیخود و بی جهت نگرانه مامان؟

کلا ب حرف دیگران خعلی زیاااااااااااااااااااد اهمیت میده!

یا اینکه من خیلی جریان رو اسون گرفتم و زیادی ب ملت اعتماد دارم؟!

من بلیط های تاتر مفتی مو میخام😭

  • لیمو ترشـــ🍋
  • Friday 19 Aban 96

اشتباه کاملا از منه

میدونی... عصبانی ام! از خودم. از تو. از همه چی! از تمام اون چیزایی ک باید اتفاق می افتادن و نباید می افتادن و بالعکس!

و بعد میخام همه رو سر تو خالی کنم. میخام با خودم فکر کنم ک همش تقصیر تو بوده و پای خودمو از قضیه بکشم بیرون... و بعد با تو هی دعوا کنم و بیخودی بپرم بهت.

خودم میدونم ک اشتباهه... اشتباه محض! ولی خب... ببخشید!

الان هم اونجوری ام. و خداروشکر هیچ کی انلاین نیست:)

پی.اس: دلم برات تنگ شده. هیچ وقت نبودت رو اینقدر حس نکرده بودم. خونه کسل کننده و مرده اس... و هیچ کس هم درس نمیخونه!

پی.اس2:یادم نمیاد چی داشتم فکر میکردم بنویسم:| 2 ثانیه گذشت فقط...🐠

پی.اس3: من خعلی خنگ بازی در میارم تو هندسه! تو شکل کشیدن و اینا موردی ندارم... مشکل اونجاس ک میگه ثابت کن یا نقضش یا ... :/ حرف حسابمم اینه:" خو همینه ک هست!" از اینکه هی باید از روش های مختلف بهش نگاه کنم و اینو با اون بندازم و فلان و بسیار خعلی بدم میاد! ایش😒

  • لیمو ترشـــ🍋
  • Tuesday 16 Aban 96

The way it's passing

  1. خونه خیلی ساکته. هیچ خبری نیس. من و مامان خعلی خابمون میاد و میخایم یک هفته زندگی رو تعطیل کنیم... جاش واقعا خالیه... مامان دلش تنگ شده:)
  2. درسسسسسسسسس:( ولی خابم میاد! بخدا امروز ظلم بود واقعا😑 منو عاخر از همه رسوند. ده دقیقه ب 3 ک رسیدم خونه 3 و ربع رفتم زبان😑 فقط ناهار خوردم و لباس عوض کردم! الانم ریاضی و زیست دارم بخونم😑
  3. امروز قبل از زبان ی رز سفید خریدم... هی رفتم دفتر و اشپز خونه کانون رو نگا کردم یکی باشه گله رو بدم بهش نبود:/ منم بردمش سر کلاس! بچه ها گفتن اووووو از کجای میای لیمو! و سر قرار بودی؟ و کی هست حالا این؟! من:|| بعد گفتن باید شیرینیشو بدی! منم گفتم میترا میده! میترا تعجب کرده بود! بعد یهو اون دختره گفت اهاااا تولدشه؟!من:| میترا O_O اون دختره D: ک دیگ همونجا کادو هه و گله رو دادم بهش!بعدم تیچر اومد تو کلاس:| وقت خوشحالی و شادمانی هم نبود!!! بعد من دیدم خعلی جریانات زایع میباشد گفتم Hey teacher Today's mitra's bday... Actully tommorow and she must bring us sth 4 next setion(املاش اشتباهه فکر کنم... منظورم جلسه عسد!)  بعد تیچر ی جوری نگاه کرد ک تو چ قدر کودکی!😒 حالا جلسه بعد میگم بهش ک خیلی هم خوبه دلتم بخاد! عادم باید inner child اش رو زنده نگه دارع!!!
  4. شاید باورتون نشه ولی کلاس بقایی خعلی خوب بود! دارم ادبیات یاد میگیرم😂 اصلا غیر ممکن ب نظر میرسع! بعد کنکاش های عادی رو هم نداشتیم باهاش. بجز اون قبیله کوچک گوشه کلاس ک کلا منفی ان! کلی خندیدیم از دستش😂 بعد ی شعری میخوند و بچه ها ضرب گرفته بودن سر کلاس و اینا! هیچی نگفت... کم مونده بود چهارتا برن اون وسط برقصن😂😂😂 تااااااازع خاطره هم برامون تعریف کرد:)
  5. دیگ چی؟! قصد دارم ی کتاب جدید رو شروع کنم ولی اینایی ک دارم فول تکست اند! حس و حال پیدا کردن ی عالمع کلمه و اینا ندارم:| تازه گرامر و اینای خود کانون و کتاب 504 هم هست:| بعد تاااازه ب زبان فرانسع هم علاقه مند شدم:)) بیا ول کنیم انگلیسی رو بچسبیم ب فرانسه! البته اگ تیچر ترم اولمون عاقای قبه باشه غیر ممکنه برم😑 مطمعنم اونجا ی عادم هنگ خاهم بود اولش:))
  6. بعلع! عاقای قبه رو خعلی خعی خعلی خعلی میدوست! ازوناس ک حیف جامعه محدودمون کرده وگرنه پتانسیل اینکه برم بغلش کنم و بهش بگم Oh Shet! Why are you so nice?! هم وجود داره...حتی شاید مخ بچه هارو زدیم ته ترم هم ی عکس دسته جمعی گرفتیم💃 یکی این عاقاهه... یکی عاقای مداحیان😍 البته خود عاقای مداحیان خعلی اپن ماینده ... ب قول میترا اونو خداروشکر ک جامعه محدودش کرده😂
  • لیمو ترشـــ🍋
  • Monday 15 Aban 96

feelings

I feel like I am just a little sparow which loves flying but too scared to jump! Just testing my wings :)

  • لیمو ترشـــ🍋
  • Friday 12 Aban 96

get used to sb/sth

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • لیمو ترشـــ🍋
  • Thursday 11 Aban 96

What's in ma mind?

1. Trying hard(Really?! Hard?!) to fix this... And to change!

2. A great Iranian philosopher said, "Change is good!" ;))

3.All of the words that, I'm saying... It's just a fance way of saying I CARE!

4. Didn't you saw it?! I was begging 4 apology! Being blind is bad babe!

5. Good vibes only!

6.تموم شدددددد😊😊😊😊 از ساعت 5:30 تا 11 داشتم شیمی خوندم.... نمیخوندما😁 70 تا تست زدم😅 میدونی بدیش چیه؟! اینه ک عین بچه عادم نمیشینم اینو تموم کنم و بعد ادامه بدم... زود خسته میشم!!! الان ظاهرا 5:30 داشتم تست میزدم... در باطن بیشتر از 3 ساعت نبوده! چرا؟! چون هی ول میکنم میرم:)) نمیتونم مدت طولانی روی یه مورد تمرکز کنم! هی وسطش پرت میشم بیرون و دقیقا عیب کارم همینجاس... و مورد بعدی... ی چیزی ک تموم شد زود نمیتونم ریکاوری کنم برم سر کار بدی... مخصوصا اگ خانه ب حالت شب دراومده باشه و خانواده خاب باشن!(بله... زودی میخابیم😁) بعدم! شب درس خوندنم هم بازدهیش صفر عه:/ باید بزارم صب ک صبحم نمیرسم... و همه اش بر میگرده سر مسعله اول... زود تر شروع کن تکالیفاتو انجام بده:|| تازه! پیش مشاور هم ک رفته بودم میگفت اول درس های اون روزو فیکس کن بعد برو سر کارای فردا.... اونجوری ک قید هنه چی رو باید زد:)) ن کارای اون رو تموم میشع ن کارای فردا.... میبینی؟! ی چیز داغانی برا خودم درست کردم خودمم توش اومدم:/ دیگ اون روزایی ک کلاس زبان دارم ک دیگ وااااااااااااااقعااااااااااااا داغانن! دیگ له میرسم خونه فلج میشم:| نمیدونم چ جوری ولی باید بازدهیشو ببرم بالا.... تایم مهم نی... باز دهی خعلی مهمه:(

7. بعد ی مورد خییییللللللیییییی وحشتناک دیگ ای هم ک انداختن تو مغزم اینه ک کاری ک میخام بکنم درسته یان.... و این از همه بدتره... این ک نمیدونم تهش چی میشع. راستشو بگم خعلی شک دارم. میترسم واقعنی مناسب نباشم براش و اینا... کاش خودش راه درستو نشون بده.... کمک کنه انسان شم:)

8. یوهوووووووو فردااااااا کلاس زبااااااااان💃💃💃💃

  • لیمو ترشـــ🍋
  • Sunday 7 Aban 96

سرماخوردگی:|| + !!

خونده بودم ک یه عادم تو عمرش بیشتر از 2هزار بار سرما نمیخوره...
شاید باورتون نشه ولی حساب کردم من اگ 135 سال عمر کنم سال 136 دیگ سرما نمیخورم:))

نمیدونم چرا... ولی خدا بازه زمانی سرما خوردن منو از اول شهریور ماه تا عاخر فروردین ماه مشخص کرده:/ یعنی من 8 ماه از سالو سرما خوردم... و هر بار رو ب موتم:/

امروز نرفته بودم مدرسه ک یعنی بشینم درس بخونم در هفته دهانم صاف نشه... اینقدر خاب آلود و حال بد بودم و اب ریزش بینی:|| داشتم ک فقط نوشتم:/ چیزی نخوندم ک!

برای برادر تولد میگیریممممممممم!!!! همینجوری الکی ب مامان گفتم حالا ک بعد از مدت ها یه عالمه اصفهانه جمعه بگیم خاهرا بیان اینجا براش تولد بگیریم؟گناه داره خو:( مامان گفت حالا ببینم:/ ب خاهرا ک گفتم همه موافقت کردن!!! بعد فردا ظهر قراره بیان خونمونننننن💃💃💃 

کلاس زبانو بگو:/ تو ردیف ما اون دختره بود و اون یکی دختره و فاطمه ارزو مند و کیمیا و منو و سپید... ب اون دختره و اون یکی دختر و فاطمه ارزومند و کیمیا گفت بخونن... ب من ک رسید ب من نگاه کرد و ب سپید گفت کانتینیو:/ مگ من چ م:/ ایش:/ 
بعد احساس میکنم کلاس زبان داره تاثیرات بسیار بسیار زیادی بر روی انسان شدنم میزاره:)) هر دفعه کلی سخنان پند عاموز یاد میگیریم... بخدا اگ من تهش ی چیزی شدم(ایشالاااااااااااااا) پنجاه درصد نگم... بیست و پنج درصدش رو حد اقل ب ایشون مدیونم:) عاخه ی تیچر چ قدررررررر میتونه فهمیده باشه؟! هان؟!
تازشم ی سوتی خعلی گنده ای ک میدیم اینه ک ما ب تیچر سر کلاس میگیم تیچر! در صورتی ک نباید اینجوری باشه:|| باید سرsir صداشون بزنیم:/ هی هرچی میخایم تمرین کنیم یادمون میره:))
(ب نظرتون عاقای قبه اسمشون رو تو گوگل سرچ میکنن؟!😂 بعد اگ سرچ کنن اینجا رو پیدا میکنن؟! بعد اگ پیدا کنن میفهمن ک منم؟! بلا ب دور😅)

PS: "If you fall, I'll be there!" said tge Ground:)

PS2:
In my shoes, just to see what it's like to be me
I'll be you, let's trade shoes, just to see what it'd be like to
Feel your pain, you feel mine, go inside each other's minds
Just to see what we find, look at shit through each other's eyes
But don't let 'em say you ain't beautiful
They can all get fucked, just stay true to you
Don't let 'em say you ain't beautiful
They can all get fucked, just stay true to you
.
Eminem _ Beautiful👈
  • لیمو ترشـــ🍋
  • Thursday 4 Aban 96

فرق میکند!

میدونی... با اینکه ی موقعایی بد جور رو اعصاب عادم یورتمه میره و دلم میخاد کله شو بکوبونم تو دیوار و بعد چند تا گولوله بهش شلکیک کنم اما کلا خوبه:) میدونی... دقیقا اون خط قرمز هایی ک باید وجود داشته باشه... صداقتی ک باید وجود داشته داشته باشه... دوست داشتنی ک باید وجود داشته باشه... همه اش هست... خدا رو شکر:)

میدونی... یکم رفتارای مرضیه داره ی جوری میشه! میگه فکر بد نکن ولی نمیتونم... امروز دوتا سوتی خعلی بد داد! میگه فکر بد نکن منظوری نداشته ولی خب... عادم ک نمیتونه اعتماد کنه!!! (یادمه اوایلش بچسب بود... میخاستیم بریم خاستگاری خاهرش 😂)

مخالفت نمیکنه... زورش رو زده و فهمیده ک نظر من عوض نمیشه... میدونی؟ حتی اگ اشتباه هم باشه من فعلا همین تصمیم رو گرفتم... و ب نظرم بسیار بسیار صحیح و درست میباشه! تازشم... بسیار بسیار غلط بود! من همچنان یک گزینه ن چندان باب میل برا پول در اوردن دارم:)

کلاس زبان... وای کلاس زبان فوق العاده اس... ترم پیش اصلا دوسش نمیداشتم عاقای قبه رو...حس خاصی نداشتم ولی الان برام خییییییلللللیییییی تیچر جذابیه:)) ی جایی ی نفر بهشون لقب "خردمند" داده بود... واقعا برازنده شونه:)) اصلا حس کلاسای مداحیان رو دارم نسبت بهش ولی سنگین تر و فیلسوفانه تر!:)) اوف ... کلاسای مداحیان هم عااااااالللللللییییییی بود خدا وکیلی:)) مورد داریم کل کلاس(این ترم) 1ساعت و45 دقیقه است و ما 51 دقیقه سر کلاس حرف زدیم 😂و من وویس این جلسه رو دارممممممم💃💃💃 بعد جالب اینه ک کلللیییی هم جلوشون معلم هارو نقد کردیم و خودشون هم قبول داشتن! و اینکه بعد از کلاس ک باهات فارسی حرف میزنن نوع رفتارشون با سر کلاس ک انگلیسی حرف میزنن فرق داره... و این ب نظر من خیلی فکر هوشمندانه ایه! جلسه پیش خیلی عصبانی بودن وقتی اومدن سر کلاس:)) ولی بعد خوب شدن!!!! بچه های کلاسمونم خوبن. ی دختر هست ک ی لهجه جالب و نا مفهومی داره:)) داشت میگفت Do you know where is golzar street? و من اصلا نمیفهمیدم کلمات golzar street رو!!! ک بچه ها گفتن خیابون گلزار!!!! ی کم واضح تر بگو خب:|| حتی جلسات اولم تیچر نمیفهمید چی میگه:) ولی دختر خیلی خوبیه:) 

مدرسه رو هم این هفته وااااقققعععاااا تنبلی کردم و هفته دیگ قراره دهنم صاف شه:) کللللییییی امتحان داریم!!! وای ی امتحان شیمی دادیم... 4 تا سوال. 20 دقیقه 20 نمره!!!!! یعنی تو هر دقیقه باید ی نمره میگرفتی😂 من از 20 شدم 10:| دو تا سوال نوشتم و دوتاش درست بود:/ وقت بیشتر بود تا 14 15 هم میرسیدااااا! بالا ترین نمره کلاس 15 بود... همه شکه بودیم😂 ولی خدایی معلم خوبیه:)

وای معلم زبان مد رو گفتم براتون؟ ی پیرزن گوگولیه:)) جلسه اول میخاستیم بهش بگیم تو اینجا چ میکنی؟ برو دنیا رو بتاب خوش بگذرون خارجی هم بلدین راحت!!!^^ فریم عینکش قرمزه:) بعد ی لهجه خعلی باحالیم داره... عزیزممممممممممم^^

و فاجعه خزوعی اینقدر زیاده ک نمیشه بیان کرد:))
پ.ن: خداروشکر... خیلی خوب میگزره این روزا بجز اون بخش خوزوعیش و له بودن های بعد از کلاس زبان...
پ.ن2: روانی توصیه هاشم عاخه😍
  • لیمو ترشـــ🍋
  • Tuesday 2 Aban 96
لیمو.
همین:)
آخرین مطالب