حَسبـِــ حالِــ لیمو تُرشــ...

صرفا جهت تخلیه و ... شادمانی!

#84

I'm gonna mess it up.

Mess up all of it...

۰ نظر

#83

از ساید ایفکت های سریال و فیلم دیدن اینه ک تو کلاس زبان هی باید حواست باشه ک چ کلماتی رو داری استفاده میکنی!


فردا 18 May عه. فردا سیزن دو 13 Reasons why میاد. همچنین اهنگ جدید شان😍💜


I keep trying and trying and trying,  but I kepp failing too.

"Sometimes I feel like giving up.

But I just can't... It isn't in my blood!"

Shawn Mendes_in my blood

۳ نظر

#82

Clay: Answer the fucking question, did I kill Hannah Baker?

Tony: Yeah...


۴ نظر

#81

,Pain
but I won't let it change into hate
no I won't let it change me!

You can't take my youth away
this soul of mine will never break
as long as I wake up today
you can't take my youth away

Youth _ Shawn Mendes
۰ نظر

#80

اعتراف میکنم ی بیماری یی هم دارم ک وقتی تو کوچه خیابون دارم راه میرم و اهنگ گوش میدم قدم هام باید با بیت های اهنگ یکی باشع:/
بعضی اوقات ک خیلی ارومه خعلی زایه راه میرم!
۵ نظر

#79

یه عاقای ظاهرا توریست با پوست بسیار روشن و موهای قهوه ای و ی کوله ی ابی از تو ترمینال اومد بیرون.

بخدا اگ معزوریت(؟) های اسلامی نبود و در اون حد با اعتماد ب نفس و پررو بودم میرفتم بهش میگفتم: I am really intrested in knowing you! talk to me baby! :)))))))

۸ نظر

#78

قشنگ خوشی زیاد امروز نابود شد.
خعلی زیاد ناراحتم. خعلی خعلی زیاد! لعنتی...
تمام عکسام از بین رفت. عکسای فاعزه هیچ کودومش نیماد... عکسای مدرسه رو بگو:(
خعلی بده... فقط امیدوارم حد اقل عکسای مد برگرده:(((((((
۲ نظر

#77

And I drive myself crazy
Thinking everything's about me
Yeah, I drive myself crazy
'Cause I can’t escape the gravity

۱ نظر

#76

نمیدونم چرا هنوز وبلاگشو دنبال میکنم. با اینکه ن میدونه منم. نه میخام بدونه ک منم. ن پست خاصی میزارع نه هیچی. فقط ی حس فضولی خاصی در من وجود داره ک دلم میخاد از این مقدار از افکارش ک با بقیه به اشتراک میزاره کاملا مطلع باشم. کلی وقت هم اینستاشو کامل پیگر بودم ک چ خبره. نمیدونم چرا. ولی هنوزم دونستن در موردش جذابه... کاش یکم تلاش میکرد:)) بعدم نمیدونم چرا ی بیماری رو دارم درونش تشخیص میدم. حس میکنم با توجه ب رفتارایی ک داشته و داره و ظاهرش و همه چیش باید دچار ی اختلال باشع. که یا خودش خبر نداره... یا هم داره... نمیدونم!

زیست دو تا گفتار ناقص خوندم. شیمی لاشو باز نکردم. سوالای زبانو در نیاوردم هنوز برا میترا و خودم و بسیار خابم میاد:|| هرموقع محمد میاد کلا زندگانیم بهم میریزه... اصلا نمیتونم رو درس و اینا تمرکز کنم و هی میخام اینور اونور باشم... انگار تعطیلاته!!!

از رفتار های ضد و نقیضش هم خسته شدم. ی مدت خعلی تحویلت میگیره و کلی باهات حرف میزنه و همه چی و ی مدت ب زور حتی بهت سلام میکنه. وقتی هم مثلا میری جلو و چهارتا کلمه باهاش حرف میزنی با منت جوابتو میده. اصلا جنبه نداره. اون هر چیزی خاست میتوته ب همه بگه ولی کسی حق نداره هیچی ب خودش بگه! اگ اون بخاد کاری رو بکنه همه باید کمکش کنن ولی اون اهمیتی نمیده ک مردم دارن چیکار میکنن و کار خودشو میکنه. هرموقع دلش بخاد خعلی مهربون میشع باهات و هرموقع هم نخاد مثل دشمنه. و من ازین رفتارا متنفرم. ب ثبات رفتار بیشتر علاقه دارم. یا خعلی صمیمی باش یا کلا فاصله تو حفظ کن... چون اینجوری حس میکنم قشنگ داره ازم استفاده میشع و بایکم مهربونی منو چیز فرض میکنه و ازم میخاد فلان کارو براش بکنم... میخام برام مهم نباشه... چون اونجوری فقط ازیت میشم ... چون بیش از اندازه اهمیت میدم. 

۱ نظر

#75

دلم براش خعلی تنگ شده. با اینکه وقتی هم ببینمش بیشتر از 4 تا کلمه حرف با هم بیشتر نداریم ک بزنیم:)


کارای زبان داره خعلی سنگین میشع. امروز صبح 3 ساعت تمام فقط معنی کلمه و کالوکیشن درمیاورم. بدون اینکه حتی ی صفحه از 504 بخونم یا فریزال ورب ارگانیزیشن کار کنم و یا حتی ی کلمه ازونایی ک پیدا کردمو حفظ کنم! خدا ب دادم برسه واقعا.


کلی سوال دارم  بنویسم!150 تا سوال زمین ک تا الان هیچیشو ننوشتم و دو درس عربی امت دارم ک هیچیشو نخوندم. باید عادت فلج شدن های عصر جمعه رو تغییر بدم. خعلی بده... از کارام میمونم:||


بابا گیر داده ب دانشگاه فرهنگیان و ول نمیکنه و من میخام دنیام خعلی بزرگ تر از 6 ساعت درس دادن و ی مشت دانش اموز باشه! خیلی بزرگتر. از طرفی تقریبا میتونم از لحاظ مالی مستقل بشم و این خعلی خوبه! و اینکه اگ بخام دانشگاه فرهنگیان برم قطعا زبان رو انتخاب میکنم. و اینکه میخام هنر بخونم. و اینکه مثل چی درون گل گیر کردم:||


دارم بچه خوبی میشم(چشم نزنین!(': ) درس میخونم. روزشماری میکنم برا تابستون:))

۱ نظر
آخرین مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان