جلوش نمیتونم خوب صحبت کنم. کلمات تو حلقم گیر میکنن و نمیتونم کلمه های مناسبی ک دقیقا احساساتمو نشون بدن استفاده کنم.

اول کلاساش باید حرف بزنیم و جلسه پیش ساکت بودم. حرفی برای گفتم نداشتم.

پریروز فیلم "غرور و تعصب" و "غرور و تعصب و زامبی ها" رو دیدم و بهترین موضوع برا حرف زدن بود. پس شروع کردم ب ساختن و انتخاب کلماتی ک قراره کنار هم بزارم تا بشه حرف زدن من. چیز جالبی شد. و میدونستم بعدش دارم نگاهش میکنم تا گفتگو رو ادامه بده و اون بهم نگاه میکنه. لبخند میزنه و سرشو تکون میده و میگه اکی! گود! نکست؟

کتاب زبان دستم بود. با خودم فکر کردم هر دفعه ی چیزی از زبانم داغون میشه و ی چیزیش خوب میشه. الان لیسنینگ(چشم نخوره!😂) در وضعیت مقبولیه و تاکینگ داغونه. شروع کردم ب حرف زدن. با خودم. درمورد هیچ چیز خاصی!

یکی از چیزایی ک در اومد حسی بود ک چند روز پیش موقع مکالمه پوکر فیسانه با مامان داشتیم. و بعد تبدیل شد ب کلمات و بعد هم شد پست قبلی! و بعد ادامه دادم ب چرت و پرت گفتن. ی چیزی ازش دراومد. اسمشو پیش خودم گزاشتم عشق گرامری!

 You are as nice as the stress of rediculous!

از چیز هایی ک برام جذابن درست شد. مثل همین فشاری ک موقع گفتن کلمه ردیکیولس بابد روی د باشه. مثل تلفظ کلمه کانگراچولیشنز.(چ بود یا ج؟ چ بود فکر کنم!) مثل وقتایی ک د به و میرسه و چ تلفظ میشه. و ی متن جذابی شد. حیف ک صدامو ضبط نکردم چون من خسته تر از این حرفام ک بشینم تایپ کنم این همه رو!

تو دیوانه بودن من شکی نیس. یکی از مثال هاش هم میتونه شب های 3ش از ساعت 10 شب ب بعد باشه ک با میترا عانلاینیم و غصه تکالیف نوشته نشده رو میخوریم و چرت و پرت میگیم و میخندیم!و هر هفته قراره عادم بشیم و مشقامونو زود بنویسیم. ولی 3ش هفته بعد انلاینیم✌

میگفت بریم فرانسه یاد بگیریم؟ جواب میداد بستگی ب خودت داره. یعضی اوقات ی چیزایی کل زندگیتو عوض میکنه! راست میگفت. خیلی زیاد راست میگفت :)

پست رو سکانس سکانس بخونید!(کلمه مناسب تری پیدا نکردم) جوری ک یعنی ب هم مربوطن ولی یک جا نیستن!

خودم میفهمم. خیلی عجیب و پیچیده و تو دار شدم. دیگ راحت حرفی ک باید رو نمیزنم. بیشتر مزخرف میگم! شاید باید رو سکوت کردن بیشتر کار کنم:)


فائزه سنم رو پرسید. گفتم 16. گفت یعنی 2 سال دیگ 18(بخانید هیجده) سالت میشه؟ و من... از ترس داشتم سکته میکردم:)


عاقا. ی شرایطی ب وجود بیارین من ب یکی نگا کنم داد بزنم We did it baby!Ws did it! :/


پ.ن: طولانی شد. وگرنه از خانوم مختاری هم مینوشتم!

پ.ن2: دلم براش تنگیده. جوری ک تلفن هاش رو هم جواب نمیدم!