میدونی... عصبانی ام! از خودم. از تو. از همه چی! از تمام اون چیزایی ک باید اتفاق می افتادن و نباید می افتادن و بالعکس!

و بعد میخام همه رو سر تو خالی کنم. میخام با خودم فکر کنم ک همش تقصیر تو بوده و پای خودمو از قضیه بکشم بیرون... و بعد با تو هی دعوا کنم و بیخودی بپرم بهت.

خودم میدونم ک اشتباهه... اشتباه محض! ولی خب... ببخشید!

الان هم اونجوری ام. و خداروشکر هیچ کی انلاین نیست:)

پی.اس: دلم برات تنگ شده. هیچ وقت نبودت رو اینقدر حس نکرده بودم. خونه کسل کننده و مرده اس... و هیچ کس هم درس نمیخونه!

پی.اس2:یادم نمیاد چی داشتم فکر میکردم بنویسم:| 2 ثانیه گذشت فقط...🐠

پی.اس3: من خعلی خنگ بازی در میارم تو هندسه! تو شکل کشیدن و اینا موردی ندارم... مشکل اونجاس ک میگه ثابت کن یا نقضش یا ... :/ حرف حسابمم اینه:" خو همینه ک هست!" از اینکه هی باید از روش های مختلف بهش نگاه کنم و اینو با اون بندازم و فلان و بسیار خعلی بدم میاد! ایش😒