حَسبـِــ حالِــ لیمو تُرشــ...

صرفا جهت تخلیه و ... شادمانی!

#8

They say I did something bad
Then why's it feel so good?

اعصابم خورد بود از همه چی. خوزوعی عم بیخودی داد و بیداد میکرد. منم بهش گفتم ک نمیخاد اینقدر داد بزنه اروم تر هم بگه ما توجه میشیم و اینا. بعد گفت اصلا وظیفه من نیست بگم فعالیتا رو بنویسین و اینا و بحث بالا گرفت.نمیدونم خعلی اعصابش خورد شد. بعد تهش گفت تو اسمت چیه؟ گفتم. و جای دقیق اسمم تو دفترشم گفتم. و بعد گفت خعلی گستاخی و جلسه بعد با پدرت بیا مدرسه. گفتم باشه میان از اوضاع خبر دارن! گفت منظورت چیه؟ گفتم اومدن اینجا شکه نمیشن و اینا. گفت حالا من ک بهشون گفتم چ دختر گستاخی دارن شکه میشن و ب ادامه کارش پرداخت! ببین. خعلی عصبانی بود از دستم. بعدم شادی هم گفت خعلی با خشم بهت نگرید!

بخدا من قصد ازیت و اینا نداشتم😕 نمیخاستم داد بزنه فقط:/ خودش داغ کرد ی هو و اینا! البته احتمالا لحن منم خوب نبوده و اینا  ...

حالا حدس بزن چی؟ قطعا فردا باید برم توجیهش کنم. حال و حوصله ابن جریاناتو ندارم. فکر کن... باید برم بهش بگم ک قصدی نداشتم و ازین حرفا و احتمالا تا عاخر سال سر کلاسش حرف نزنم:/ تازه اکی شده بوداااا!

اما اعتراف میکنم در لحظه خعلی بهم چسبید. چون کلاس یکم ازون فضایی ک اون همش داد میزد و اینا دراومد.

بله. اعتراف میکنم تا حدودی گرخیدم!😆

پ.ن: مغزجان هم ک در بزرگ کردن و داغان کردن اوضاع هم مهارت دارن👌😐

پ.ن2: امروز یهو 16 نفر باهم تو بلاگم انلاین بودن. گرخیده بودم قشنگ😑

پ.ن3: کسی اهنگ The world is in my hand از Cascada اصلشو ن ریمیکس و اینارو داره؟ یا میتونه پیدا کنه برام؟ خودم فقط موزیک ویدیوشو دیدم ک ب دردم نمیخوره:/

پ.ن4: ب نظر میرسه باید جا ب جا شم. دوباره اینجارو ول کنم و ب ی بلاگ جدید پناهنده شم... نمیدونم چراع!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
لیمو.
همین:)
آخرین مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان