They say I did something bad
Then why's it feel so good?

اعصابم خورد بود از همه چی. خوزوعی عم بیخودی داد و بیداد میکرد. منم بهش گفتم ک نمیخاد اینقدر داد بزنه اروم تر هم بگه ما توجه میشیم و اینا. بعد گفت اصلا وظیفه من نیست بگم فعالیتا رو بنویسین و اینا و بحث بالا گرفت.نمیدونم خعلی اعصابش خورد شد. بعد تهش گفت تو اسمت چیه؟ گفتم. و جای دقیق اسمم تو دفترشم گفتم. و بعد گفت خعلی گستاخی و جلسه بعد با پدرت بیا مدرسه. گفتم باشه میان از اوضاع خبر دارن! گفت منظورت چیه؟ گفتم اومدن اینجا شکه نمیشن و اینا. گفت حالا من ک بهشون گفتم چ دختر گستاخی دارن شکه میشن و ب ادامه کارش پرداخت! ببین. خعلی عصبانی بود از دستم. بعدم شادی هم گفت خعلی با خشم بهت نگرید!

بخدا من قصد ازیت و اینا نداشتم😕 نمیخاستم داد بزنه فقط:/ خودش داغ کرد ی هو و اینا! البته احتمالا لحن منم خوب نبوده و اینا  ...

حالا حدس بزن چی؟ قطعا فردا باید برم توجیهش کنم. حال و حوصله ابن جریاناتو ندارم. فکر کن... باید برم بهش بگم ک قصدی نداشتم و ازین حرفا و احتمالا تا عاخر سال سر کلاسش حرف نزنم:/ تازه اکی شده بوداااا!

اما اعتراف میکنم در لحظه خعلی بهم چسبید. چون کلاس یکم ازون فضایی ک اون همش داد میزد و اینا دراومد.

بله. اعتراف میکنم تا حدودی گرخیدم!😆

پ.ن: مغزجان هم ک در بزرگ کردن و داغان کردن اوضاع هم مهارت دارن👌😐

پ.ن2: امروز یهو 16 نفر باهم تو بلاگم انلاین بودن. گرخیده بودم قشنگ😑

پ.ن3: کسی اهنگ The world is in my hand از Cascada اصلشو ن ریمیکس و اینارو داره؟ یا میتونه پیدا کنه برام؟ خودم فقط موزیک ویدیوشو دیدم ک ب دردم نمیخوره:/

پ.ن4: ب نظر میرسه باید جا ب جا شم. دوباره اینجارو ول کنم و ب ی بلاگ جدید پناهنده شم... نمیدونم چراع!