ما ب کسایی که دوسشون داریم... برامون مهمن و یا مجبوریم(!) هدیه میدیم...

حالا طرف در موقع دریافت هدیه میتونه خوشحال شدن خودش رو در حد خعلی زیاد "نشون بده" و کلی تشکر کنه ازت و تو هم با لبخند جوابشو بدی و اینا...

یا اینکه میتونه موقع دریافت هدیه "خر زوق" بشه و تو خوشحالی و لذت خوشحال کردن دیگران رو درک کنی و بعد از ی مدتی ببینی داره هدیه ای که بهش دادی رو مصرف میکنه!!!!

و این "لذت دیدن مصرف هدیه" خیلی چیز خوبیه... احساس میکنی کار درستی کردی...

بعضی اوقات هم میدونی با اینکه چیزی که داری برا طرف میخری برای خودت جالبه فقط ولی برای فرد مورد خرید واقع شده فوق العاده اس... مثلا گاردی که من و ریحانه برای مهشیدکو خریدیم!!!

یا مثلا بعضی اوقات کادویی ک برا طرف میخری فوق العاده اس!!! و تا لحظه ای که چشم تو چشم فرد مورد خرید واقع شده نشی نمیتونی دل از اون وسیله بکنی...مثل اون ساعت ک برای میترا خریدم... هنوزم وقتی میبینمش دلم میخادش:/

در هر دوی این موارد دیدن مصرف شدن هدیه به دلت خعلی میچسبه!!!!(مورد دوم کمتر!!!!😅)

احساس میکنم با اینکه موقعی که به یه نفر هدیه میدی از لحاظ مالی ازت چیزی از دست میره ولی اون شادی یی که به دست میاد خیلی زیاده...

(این پیشنهاد از شهر کتاب دزدیده شده و تو بلاگ قبلی هم گفته شده) هدیه هامونو با پارچه هدیه کادو کنیم!!!شهر کتاب پارچه های گوگولی میفروشه که برای کادو کردن وسیله خعلی خوبه... حالا اگ شهر کتاب ندارید یا دوره یا هم هست هم نزدیکه ولی حالش رو ندارید خودتون ی پارچه گوگولی بردارید و با اون سنجاق قفلی های کوچک طلایی پارچه رو دور بسته "بند" کنید و یا مث پیشنهاد شهر کتاب با یه دو نه بند دور بسته "بندش" کنید که نیفته!!!البته باید خعلی با ملایمت باهاش رفتار شه وگرنه شلخته میشه!!!

بعضی اوقات هدیه دادن خیلی جذاب تر از هدیه گرفتنه!!!

^^