حَسبـِــ حالِــ لیمو تُرشــ...

صرفا جهت تخلیه و ... شادمانی!

مگ من نبودم کلی درس خوندم؟!پس این نمره ها مال کیه؟!

از امروز هم امتحان هم مدرسه...

خیلی بده:(

زنگ اول ک رو هوا بود... کلی ب بصراوی خندیدیم ک در اولین دیدارمون راجع به "مسابقات فرهنگی هنری" که بدون اینکه بدونی اسمت رو مینویسن حرف زد!!!

و بعد زنگ دوم آکوچکیان اومد...(احساس میکنم اون -ب قول بابا- پدر بزرگ بیخی(!) شون یه چیزیش کوچکیان بوده... بعد ملت تند میخاستن بگن آقای کوچکیان تبدیل شده ب آکوچکیان!) و امتحانای ادبیات رو داد... احساس میکردم 18 ب پایین شدم... کاظمی هم خوشمزه بازیاش گل کرده بود... دلم میخاست با پشت دست جوری بکوبم تو دهنش که تا یه مدت نتونه بخنده... عوضی امسال برا من کارخونه نمک شدع:/ (بیخیالش اصلا!) بعد بزگه منو ک میخاست بهم بده ی جوری نگام میکنه... قلبم اومده بود تو دهنم بعد دیدم نوزده شدم:/

رقتم پیش آکو برا نمره مستمرم... 4 تا 20 و یه 14:/ و یه مثبت مستمر رو میده 18! تازه کلی حرف زدم میگه از تو نمره کم هم میکنم!!!! سر کلاس خیلی سروصدا میکنی! منم برگشتم بهش گفتم پس کاظمی نمره رو میدید بهش که گفت برا اون هدیه ویژه دارم... میخاستم آکو رو بغل کنم!!! کاظمی بعد از چپ چپ نگاه کردنم شروع کرد لاف زدن(با پر فیس و افاده ترین لحن دنیا ک سین هارو ی جور خاصی تلفظ میکنن بخونید!):" وای راستی لیمو دیروز تو "سیتی سنتر" خانوم میثمی رو دیدم... داشتیم "خرید" میکردیم رفتم بهش گفتم سلام هرچی فکر کرد یادش نیومد منو! هر هر هر کر کر کر !!!" 

:/ خب ب درک!!! دلم میخاست بهش بگم اسکل جان تو اصلا یه بار با ماشینش رفتی خونتون ک اینقدر عقده ای بازی دراوردی که من میخام تو ماشینت باشم ک حالش ازت بهم میخوره... کلی تلاش کرده بود تورو از یاد ببره چرا خودتو به یادش اوردی:/

ازون لبخند های ناسزا نحفته درونش بهش زدم و رفتم...

کلی با آکو حرف زدم و مزه ریختم تا گفت باعشه مستمرت 19! اما ننوشت!!! چند دقیقه بعد وادارش هم کردم ک بنویسههههه:)) میخاست برگه امتحانم رو بکنه تو حلقم:)))

اما زنگ بعدش ریاضییییییییییییییی:( بعد امتحان فکر کردم 19.75 میشم اما 2 نمره اضاف حساب کرده بودم:(((((( عوضی خعلی غلط های چرتی داشتم:(((( عاخه من ک خودکشی کردم!!! برای اولین بار تو عمرم بیشتر از 3 ساعت درس خوندم... چرا عاخه:/ تازه اون 0.25 خعلی خعلی زور میگع... انگار نمره 18 خعلی بهتر از 17.99 هست حتی!!!! اگ توصیفی بودیم همین 18 ام هم خ خ بود!کلی برام دست هم میزدند!!!:/

تازههههه میگن از امسال کارنامه هامون زریب داره!!!:( اگ نمره امتحان ریاضیمو شیش برابر کنن چی:( اون جلو ک وایساده بودم برگه ریاضیمو میدیدم کاظمی مزه هاش شروع ب پپریدن کرد و میخاست بیاد پیش منو برگه مو ببینه و چرت بازی در بیاره... سرمو اوردم بالا و تو چشماش نگاه کردم همون جا ایستاد 360درجه چرخید و برگشت... خعلی دارع میرع رو اعصاب://////////

برای امتحانای بعدیم نگرانم... خیلی زیاد!!! میدونی تو این هفته امتحانامونو میدن و معلوم میشع چی کار کردم... اون موقع عذاب وجدان میگیرم نمیتونم با شادی برم جنگل تو چهار باغ:/ تازشم معدلم بیاد پایین بابا برام "فلان" نمیخره:((((((((((( من کلی تحقیق کردم و فقط منتظرم کارنامه بیاد نمره بگیرم تا همون دو بعد از ظهر ک میرسم خونه کارنامه رو نشونش بدم و ببرمش برام بخره :(((((((

احساس میکنم کارم کاملا تمومه!!! اها تو حیاط ک نشسته بودیم رو اون میز شطرنجا و داشتیم "غر " میزدیم یه سری سوم و چهارم اونجا بودن و کلی مسخره مون کردن!!!!:/ ما هنوز توقع 20 19 از خودمون داریم و اونا 16 میشن میگن خوب شدیم!!!

خانوم نیلفروش و خانوم شریف میگن نمره نباید براتون مهم باشه... بعد فرهمند بزرگ سر صف میگه اگ معدل هاتون از 19.5 بیاد پایین YOU'RE DONE!!!!دیگ پدرتونو در میارم و مامان بابا باید بیان کارنامه بگیرن و ...

*سر زنگ آکو شادی ماشین حساب مرضیه دستش بود... بعد فرهمند کوچک اومد تو کلاس ی هو شادی رو دید گفت چشمم روشن! بیا بده من گوشیتو!!!

ما😂 شادی😨 فرهمند😏 بعد ک کلاس رفت رو هوا فرهمند فهمید چ سوتی داده و چه گندی زده... خودش با سکوت از کلاس خارج شد... بیچاره شادی کلی خودشو کنترل کرد تا ماشین حسابو تو حلق فرهمند فرو نکنه!!!:))))

**It's so nice to meet you let's never meet again...ی تیکه از اهنگ we dont have to dance از andy black عه... دلم میخاد ی بار با یکی بدجور دعوام بشه جوری که حالم از طرف بهم بخوره و دیگ نخام ببینمش و اینا... بعد این تیکه اهنگ اندی رو برا طرف بفرستم و دیگ تموم شه دوستیمون...خعلی کار دلچسبیه برام... البته امیدوارم اون شخص پونه نباشه که تازگی ها بیخودی میپره ب عادم!:/

*** ببخشید پرحرفی شد...داشتم خفه میشدم... 

لیمو جانم یه روز به این روزا میخندی ... :)

ایشالا اون روزا برسه:(

:دی! هرچند من خودم برا 0.25بیشتر تو سرم میزنم ولی لیمو جان شما کیییپ کام اصن!به قول پرتقال هیچکس از دانشگاه تاپ نرفتن بدبخت نشد.من و توهم از 0.25کمتر بدبخت نمیشیم:)
و اینکه عنواااااااان و که دیدم اصن پاچیدم از خنده!
این لتس نور میت اگین محشررر بود:)

اصلا همین 0.25 هاس که گند میزنن تو نمره!!!!

:))) والا ما ک ب شوق جایزه درس میخونیم...
عنوان قابل شمارو نداره...سوالی بود ک از خودم پرسیدم:/
اهنگش خعلی خوبه... توصیه میشع;)

من که هنو نمره هام رو نگرفتم ولی اگه بگیرم مطمئنا عنوانت رو خواهم گفت ://

والا:/

اصلا عادم له میشع

وااااااااای که خیلی گیج شدم
آخه چرا اینقدر دوست دارید مطلب رو بپیچونید؟!!

نمیدونم... پیچوندم تو زاتمه!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این منم!
یک لیموی ناقص!
مصداقی از "ن فرشته ام ن شیطان!"
هم بد، هم خوب!
در حال یادگرفتنم ک قبول کنم:
این منم!
و بعد شروع کنم ب درست کردنش:)
قضاوت نکنید:) نوشته ها در جو نوشته شدند...
پس...
بسم الله...
بفرمایید تو:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان