حَسبـِــ حالِــ لیمو تُرشــ...

صرفا جهت تخلیه و ... شادمانی!

#67

ی جنگ بزرگی بین تنبلی و قصد و اراده تو وجودمه که هر لحظه یکودومشون برنده میشن!

میدونم ک اگ بخام میتونم. توانایی اینو دارم ک از تک تکشون بهتر باشم، اما انگیزه خعلی بزرگی ندارم! چیزی وجود نداره که با فکر کردن بهش ب وجد بیام و بگم ارهههه! من بالاخره به تو میرسم!

میدونی... بعضی اوقات فکر میکنم اگ چیزی ک کلی وقته دارم راجع بهش حرف میزنم. چیزی که فکر میکنم واقعا دوسش دارم مال من نباشه... یا من واقعا عادمش نباشم چی میشع؟! اطرافیان و عادمای نزدیک چ فکری پیش خودشون میکنن؟!

حتی بعضی اوقات فکر میکنم ک خب. من فلان دانشگاه قبول شدم. ب فلان کشور هم مهاجرت کردم و عادم واقعا موفقی شدم... خب، بعدش ک چی؟! و اون وقته ک میفهمی ی سری جاهای خالی تو کل زندگیت وجود داره ک با چیزایی فرا تر از این دنیا باید پرش کنی... که مال من اونقدر ک باید پر نیست...

تاحالا فکر کردی ک مثلا چی باعث میشع یه ملت ب یه کتاب کلی احترام بزارن؟! یا قوانینی که فقط بعضی عادمای خاص رعایتش میکنن؟! برام خعلی جالبه که عادم ها خودشون رو ب ی سری قوانین محدود میکنن ک اگ انجامش بدن در لحظه هیچ اتفاقی نمیافته اما اونا از بعدی میترسن ک بعضی ها ب وجود داشتنش شک دارن! 

الان چیزی ک نوشتم رو خوندم. فکر میکنم دقیقا دارم مثل هولدن کالفید مینویسم، ی بیمار روانی! اونم دقیقا از ی نقطی شروع میکرد و ذهنش رو ی چیز متمرکز نمیموند و هی راجع ب چیز جدیدی حرف میزد... عاخرش این درس و مدرسه منو روانی میکنه... شایدم روانی تر!

تهش اینه دیگه:
خاک تو سر مدرسه

دقیقا...

خاک بر سرش!

مرسی، ایول خوشم اومد.

متشکرم

جالبه منم همچین احساسایی رو دارم وقتی به هدفم نگاه میکنم و جایگاهی که الان دارم و کارهایی که کردم و باکسایی که به اون هدف رسیدن مقایسه میکنم یه احساس ناامیدی بهم دست میده چون تاحالا کسی نبوده که هفده سال از عمرشو الکی تلف کرده باشه بعد تونسته باشه به اون هدفه برسه همشون از بچگی متفاوت بودن و واقعا اطرافیانشون میدونستن که یه روزی به اون هدف میرسن ولی من حتی زیاد کسی هدفمو نمیدونه و خوب جوری شده که بعضی موقعه ها به عنوان آرزو بهش نگاه میکنم ولی خب بازم یکی درونم داد میزنه که تو اولین نفری میشی که میتونی با این هفده سال تلف شده و هیچ چیزی داشتن به هدفت برسه 
یه نکته دیگ که شباهت من و تو باشه اینکه منم احساس میکنم بیمار روانی هستیم البته اونا که اختلال هویت دارند😂

:))

درسته 17 سال تلف شده ولی حد اقل مفید ارین کاری بوده ک میتونستیم انجام بدیم:))
رویاها برای رسیدنن دیگ! اگ نرسیم بهشون ب چ دردی میخورع؟!
ایشاا ک میشع!
اختلال هویت رو تاحالا جدی بهش فکر نکردم!

شاید برای تو این هفده سال مفید بوده ولی برای من نبوده ... 

بستگی ب عادمش دارع!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
لیمو.
همین:)
آخرین مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان