چ قدر همه تازگی ها حرف گوش کن شدند!!!:))
معمولا بزرگترین تفریح من خرید کردنه...
رفتیم بیرون خعلی خوب بود:)
البته فهمیدم عادت های خرید کردن ام تغییر کرده:/
مثلا دیگ اول از همه ب قسمت خوراکی ها سر نمیزنیم:))
دلم شهر کتاب میخاد:(

یه سری کتاب انگلیسی خریدم...

وقتی عاقاهه قیمت رو گفت من ب برادر نگاه کردم برادر ب من... معمولا در اینجور مواقع زود برادر دستشو میکرد تو جیبش و...

ولی این دفعه نکرد:)) فهمید بد عادت میشم:))
البته احتمالا ب برادر خوش نگزشته... ولی خوب دیگ برگشت زمانی که امتحانای خاهر تموم شده همینه:))
ازین ب بعد اینجوری سفت درس میخونم  که بعدش بریم خوش گزرونی:))
خدایا شکرت:)