#93

خیلی حس جالبی بود...

خانوم عمرانی ازم پرسید ک خب... حالا زبانت چطوره؟! و من هنوز فرصت نکردم شروع کنم ب حرف زدن عاقای عمرانی جوابشو داد که زبانش که خیییییللللییییی خوبه!

و بابا هم رو مبل یکم صاف تر نشست و گفت بله...

این یعنی بابا در این مورد خعلی ازم راضیه... اینقدر زیاد ک برای دوستش از من تعریف کرده و موقع صحبت کردن درموردش بهم افتخار میکنه... :)

خعلی حس خوبی بود:)

۰ موافق ۰ مخالف
منم تجربه ش کردم...
خیلی، خیلی تر از خیلیه (((:

عارههههههه😍😍😍

عادم دلش نمیخاد هبچ وقت اون صحنه و شرایط تموم شه!

ان شاالله همیشه افتخارِ خونواده ت باشی :)

مرسی عزیزم... همچنین شماااااا:)

سلام شما طلبه ای؟؟

طلبه؟! نه!

چرا همچین فکری کردین؟

ببخشید خیلی فکرم بیخود بود😟

نه... دلم میخاد دونم چرا همچین فکری کردین!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
These are things coming out of my head.
Sometimes bullshite
Sometimes good things.
That's it!
آخرین مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان