حَسبـِــ حالِــ لیمو تُرشــ...

صرفا جهت تخلیه و ... شادمانی!

دیگ راجع بهت زیاد حرف نمیزنم اما خودت میدونی مهمی!

ایام طفولیت... ایام غافلیت زمانی ک میرفتیم بهمن بسی...بسی...بسی خر زوق میشدم و رو حرکات فاعز جان ریز ک ببینم کی چی برام میخره...:))
یادمه یه بار ک از مد برگشته بودم خونه مامان کنارش دو تا لباس باحال رو زمین بود و داشت با تلفن حرف میزد ک بعد تلفن معلوم شد کادو های من بوده میخاسته بره کادو کنه نشده...:/ احساس میکنم اون اخرین باری بود ک ب صورت "سورپرایزی" از مامان کادوی تولد گرفتم...:|
بابا هم ک همیشه هدیه اش پنجاه درصد چیزی بود ک مامان میداد!:))
یادمه کلی خر زوق میشدم و خعلی سروصدا میکردم راجع بهش... اما الان دو سه ساله کاملا ساکتم... نه کاملا کاملا ولی تقریبا ساکتم... دیگ انگار رسیدن اون روز ی استرس بززززززررررررگگگگگ. داره... انگار... نمیدونم... '-'
بهمن ک میشع هی با خودم فکر میکنم... خوب لیمو تو این یک سال چ کار مفیدی کردی؟! کودوم اخلاق و رفتار بدتو درست کردی؟! چ قدر زندگیت رو ب جلو حرکت داشته؟! خب تهش ک چی؟!
اینکه فکر میکنم تهش ک چی؟! با همون قیافه So What?! ام ک شادی ازش متنفره :)) ی احساس ی جوری مثل "رخت در دل شستن!" یا "در دل خویش پروانه داشتن(اصطلاح انگلیسی)" ب وجود میاد ک اصلا معلوم نیست همین احساسه یا نه!:/
احساس میکنم دیگ واقعا دارم بزرگ میشم... دیروز تو پمپ بنزین ک ب بابا گفتم برم آب بخرم گفت برو... تو ماشین بابا ب فاعز جان گفت ک الان لیمو ک برمیگرده کلی چیپس و پفک و "اشغال پاشغال" خریده ولی... من فقط ی بطری اب و ی ابمیوه خانواده(!) خریدم... جوری ک بابا اومده بود حساب کنه و تو راه با مهربونی بگه نخور این آشغالارو ولی تعجب رو تو صورتش دیدم...(البته قسمتی از این نخریدن هم ب خاطر این بود ک عاقای فوروشنده مغازه هه معتاد بود و ترجیح دادم با نخریدن خوشمزه جات پول کمتری بهش بدم ...) ولی باز هم....:/
یکی از بزرگترین اهدافم تو سن جدیدم این خاهد بود ک سعی کنم بهتر حرف بزنم... احساس میکنم ب قول مامان کلمات قشنگ تری بتونم ب کار ببرم ولی مثلا وقتی یه عادمی واقعا واقعا واقعا واقعا خارج از شوخی بین من و شادی عوضی باشه.... دیگ کاریش نمیتونم بکنم! واقعا باید رو این موضوع کار کنم... باید از امسال بنویسم ک باید تو سال جدید چ کنم و واقعا اجراش کنم:) ب اراده نیازمندیم لطفا!:)
دیگ واقعا شمارش معکوس برای بزرگ شدن شروع میشه... امید وارم تو روز های اخر این سنم گند نزنم! (ایموجی لبخند برعکس!)
پ.ن:اگه یه عادمی ک عادم خوبیه ولی دیگ با هم دیگ ارتباط نداریم ولی هنوز نخ(!) ارتباطمون وسله و در برابر شما ی کار بدی انجام داده برای تولدمون بهمون کادو بده عایا باید کادو رو پزیرفت؟! عایا با لبخند باید پزیرفت؟! عایا باید کادو رو با حالت "الکی مثلا ممنون" پزیرفت؟!
پ.ن2:اگ ی عادم بد ک روزی اشنا بوده بهمون ب صورت قیر مستقیم کادو بده چ؟! اونم پزیرفت؟!:/
پ.ن3:(هدیه خععععععلللللللیییییییی دووووووووسسسسسسستتتتت^^)
پ.ن4:اخیش... اون حس های ی جوری خالی شد! میتونیم با سکوت هیجان زده بشیییییییییییم:))
پ.ن5:یه سری پست های زیبای اینستامو ک عکاسش خودم بودم دادم برا مسابقه عکاسی... امیدوارم موجبات خوشحالی عم باهاش قراهم بشه:)
پ.ن6: به! من:) (کاش بتونیو اونجوری ک باید اینو بخونید!)
تولدت چندمه ؟

همون روزی ک امتحان جغرافی داریم:/
دوهفته دیگ از الان دقیق^^

من همیشه برام سؤال بوده چرا ملت جشن تولد می‌گیرند
ما که از این سما نداشتیم

فقط ی بهونه اس برای اینکه خودتو شاد کنی...

دیگران شادت کنن...
ی دلیل برای خوشحالی:)

تولد دوست ^^
مبارک ^^

خعلی:)

مرسی:)

تولدت مبارک البته کلا من تولد رو خیلی جدی نمیگیرم چون یه سال به مرگ نزدیک تر میشیم همین ...
پ ن ۱ و ۲ مسخره بود ! مثلا اگر نپذیری طرف سر به بیابون میذاره؟ نه عاقا جون میره با یکی دیگ !
تیکه ی توی پمب بنزین جالب بود. خدا میدونه چقدر اون حرکتت از روی انسان دوستی بوده و چقدرش ناشی از بزرگ شدنت (نخریدن چیپس)
پن ۶ رو بترجم لطفا !!
راستی شروع کردم به سریال دیدن !

مرسی هنوز زوده!!!

اتفاقا یکی از جدی ترین دلایلی عه ک میشع باهاش خوشحال بود:)بهتره اونجوری بهش نگاه نکنید!
نه ولی حداقل میفهمه تبدیل ب چ عادمی شده چون من هیچ وقت تو عمرم هدیه ی نفر رو رد نمیکنم :پی! بعدم جوری بهشون نگاه کنید ک انگار دوستی غیر متعارفه!!!!:/
انسان دوستی خوبه ولی بزرگ شدن نع... خعلی خعلی خعلی بده!
پ.ن6: Bah!!!man! به! همون وابسته پیشین (:/ ) ک قبل از چیزای خوب می اریم! حدودا میشع وای چ خوب!من!

من روز تولدم امتحان ریاضی دارم :|

خعلی دردناکه:(

آهان اشاره ای هم به ماه بهمن داشتی آره ؟۱

آره  ....

:((
تولدت مبارک هم ماهی!!

مرسی هم ماهی جان!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
لیمو.
همین:)
آخرین مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان