چی جوری باید خودمو مجبور کنم ک برم درس بخونم؟!

 که از چک کردن متوالی خودداری کنم و برم درس بخونم؟!

که از فکر کردن به تمام خود شاخ پنداری هاش و تمام حرف های مزخرفی که زده دست بردارم و برم درس بخونم؟!

مشکل همینه! انگار هنوز کنترل فکرم و مغزم رو در دست ندارم!

مغز فرمان میده:"خوب لیمو! دو روز دیگ فاینال داری نخونی بیچاره ای! تازه ب درس دادن دبیر شیمیتونم ک امیدی نیس! فصل سه اصلا نمیدونی راجع ب چیه! تازه فردا جغرافی هم میپرسه و سر فیزیک قراره با دبیر دعوامون بشه! من فرمان میدم برو بیشین تو اتاقت و شروع ب خوندن اون درس های لعنتی بکن!" دقیقا نمیدونم چی در برابر مغزم می ایسته ولی همون میگه:" باشه!" و میره مودم رو روشن میکنه:|