چ قدر دردش اومده!!!
اصلا نمیتونم تصور کنم چ جوری تو فوتبال افتاده ک دستش شکسته...
تازه عادم ک میشنوه دستش شکسته میگع خوب ولی بعدش ک میفهمی اتاق عمله تازه مسعله رو جدی میگیری...
همیشع نسبت ب اتاق عمل احساس خعلی بدی دارم...
زنمو گفت روش انگشت شست بیچاره اش افتاده و کل استخونش خورد شدع!
تازه! بیچاره محمد! الان چ احساسی داره؟! خودشو مقصر میدونه؟!
هه هه! بهترین عادمی ک ممکن بود براش این اتفاق بیفته عمو عه! چون ی طبع بسی باحالی داره موجبات خنده و شادی رو فراهم میگنع... :) عاشق مدل نگاه کردنشم! ببین... بدترین اتفاق دنیا هم براش بیفته ی چیز باحال پیدا میکنه و خوشحالت میکنع! مثلا اون دفعه ک رفته بودیم "ک"! اینقدر مسخره بازی در عاورد عاقاهه میخاست دعوامون کنه:))
Poor uncle!
خوب از زیر خونه تکونی در رفت:)) 
عید دیدنی رفتیم رو انگشت شستش براش نقاشی میکشم...:)